من و یک حاج همت بی قراری
لیلی دلش گرفت،دلش خون شد
تا وارد جزیره مجنون شد
نیزار دید و چشم دلش محو
آن کشته فتاده به هامون شد
یاد عزیز و وقت سفر افتاد
وقتی که تیر خورد و سپر افتاد
وقتی مقابل پسرش چرخید........
تیغ شراب خورده و سر افتاد
برخاست تا کنار بدن باشد
-نعشی که تکه تکه کفن باشد-
می گفت:«این جوان چقدر زیباست
شاید علی اکبر من باشد»
نزدیک شد،کنار سرش آمد
در خاطرش سر پسرش آمد
شق القمر به روی زمین دیدی؟!
اعجاز تیغ،در نظرش آمد!
خالیست جای زینت چشمانش
چشمان او چو تیشه ابراهیم.........
عالم فدای همت چشمانش
عارفه دهقانی
پ.ن:گذشت صفر هم داره تموم میشه حرفی ندارم اما دلم........ای کاش بیشتر بود این..........
من و یک حاج همت بی قراری

بعدا نوشت: آقا آقا آقا......کدوم آقا؟همون آقایی که هر وقت دلم میگیره فقط میگم یا مهدی آقام آقام آقام،آقام اگه تو رو صدا نزنم کی رو صدا بزنم؟اگه از تو خجالت میکشم مادرتو صدا بزنم؟روم میشه اصلا مادرتو صدا کنم.... آقاجان،آقا آقا..... چهارشنبه آخر ماه صفر ....آقا درسته نمک خوردم نمکدون رو شکستم...آقا درسته هرچی به من خوبی کردی جز بدی هیچی جوابتو ندادم...درسته گفتم دلتنگ کربلام تو واسطه شدی رفتم کربلا،درسته گفتم دلتنگ امام رضام تو واسطه شدی رفتم امام رضا.....گفتم اشک چشم بهم دادی گفتم دلشکسته آقا بهم دادی خلاصه هرچی از طرف تو اومد اجابت و خوبی بود ولی هرچی از طرف من اومد.....آقا آقا آقا فقط میتونم مثل همیشه بگم شرمندم آقا جان بازم مثل همیشه میگم دستت درد نکنه آقا،آقا جون تو که برامون تا حالا خوب میون داری کردی ولی هنوز یه چیزی تو دلم مونده آقا اگه امشب نخوای بهم بدی دیگه کی؟آقا دلم سالهاست حسرت یه نگاهتو داره فقط یه نگاه فقط یه نگاه آقا نمیگم دست به سرم بکش میدونم لیاقت ندارم فقط یه نگاه یه نگاه یه نگاه.....آقا اصلا مدینه و کربلای بی مهدی.....آقا جون چی بگم دیگه بهت؟آقا جون درسته هرچی ناز کنی بهت میاد آقا آقا ولی آقا من که چیزی ندارم که خریدارت باشم جز گناه چیزی دارم؟ تو که پروندمو بهتر از خودم میدونی،تو که بهتر پروندمو دیدی تو که دوشنبه و جمعه پروندمو باز میکنی...دیگه از خودم خجالت میکشم که امام زمان سر بلند میکنه میگه:«خدایا به من مهدی ببخشش» آقا این حرف دلمو دیگه کی میخواستم بهت بزنم؟اگه امشبم نخوای گوش به حرفام بدی دیگه کی دیگه کی