تبليغاتX
باران که می آید تو می آیی... - یک دم زندگی
دل نوشته



دلم می خواهد وحشی و خروشان، همانندآبشاری بزرگ و عظیم

فرو بغلتم و پایین بریزم

            پرشتاب، خروشان،آزاد و رها

آنچنان پر شتاب و پر سرعت كه نفهمم از كجا پرتاب شدم و به كجا می ریزم

دلم می خواهد در یك هیاهوی بزرگ

           زنده باشم، حركت كنم، فریاد بزنم

حتی  برای یك دم، برای یك آن

از این راكدی گنداب وار

از این سكون

از این مردگی

           بیزارم

از این فریادهای خاموش

از این آواهایی كه ناچارم به پنهان كردن،  ناچارم به حبس كردن

          گریزانم و فراری

اگر قرار بود تنها یك دم از زندگی در اختیارم باشد

دلم می خواهد دمی باشد كه که در آن، همه زندگی

             آغاز، حركت، فریاد و پایان را، داشته باشد

و جایی برای سكوت، برای خاموشی، برای ركود و برای ایستایی باقی نگذارد

دلم می خواهد آبشار باشم

              جاری، رونده، پر هیاهو، سهمگین، عظیم و...

تنها یك دم زندگی در ازای سالها صبر،انتظار، سكوت و تحمل

برای با ارزشترین موهبتی كه کمتر كسی می تواند قدرش را بداند و بزرگی و عظمتش را حس کند

یك دم زندگی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:5 AM  توسط باران | 





Powered by WebGozar

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آدمها ستاره هايي هستند در آسمون زندگي هم. گاهي پر فروغ و درخشنده و زماني كم نور و كم سو. من هم یکی از همون ستاره هام اما کم سو یا پرفروغ بودنش ... ؟!

نوشته های پیشین
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
پیوندها
شعر و آرش
مردی از لارستان
تب نوشته ها
without subject
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

< bgsound src="http://www.malakut.org/Misc/sepideh-arian.swf" loop="-1" >